زهرا اسلامى فرد
122
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
در تعريفى ديگر آمده است كه در جهان اسلام ، عالىترين صورت معرفت هرگز يك « علم » خاص نبوده تا در سطح علم بشرى باقى بماند ، بلكه « حكمت » بوده است كه در آخرين تحليل ، به معناى عرفان است . در عرفان ، هستى و معرفت بر هم منطبق مىگردند و درنتيجه ، ايمان و علم همسو مىشوند . عرفان ، معرفتى است كه تمام وجود صاحب خود را روشن مىكند . « 1 » تصوف اسلامى از صدر اسلام تحت تعاليم پيغمبراكرم ( ص ) ، قرآن مجيد و صحابه بزرگوار - بهويژه امامعلى ( ع ) كه سرسلسله همه طوايف صوفيه بهشمار مىرود - مايه گرفت . در آن زمان مسلك و فرقهاى خاص به نام تصوف وجود نداشت و ظهور اين اصطلاح درواقع به اواخر سده اول يا نيمه اول سده دوم هجرى باز مىگردد . جمعى از مورخان و مشايخ صوفيه بر آناند كه اصطلاح تصوف و صوفى مربوط به نيمه اول سده دوم هجرى است و نخستين كسى كه رسماً صوفى خوانده شد ، ابوهاشم صوفى ( 150 ق ) است . اسلام در آغاز كاملًا ساده و بىپيرايه بود و مسلمانان زير لواى اسلام متحد بودند . كسانى كه زمان پيامبر ( ص ) را درك كرده بودند ، « صحابى » و گروهى از خواص را نيز « اهل صفه » مىخواندند . افرادى كه عهد صحابه را درك كرده بودند ، « تابعى » خوانده مىشدند و مردم عبادتپيشه را نيز عابد و زاهد و ناسك و جز اينها مىناميدند . پس از چندى عنوان صوفى و متصوف به جاى القاب پيشين نشست و اين تغيير هنگامى معمول شد كه در اواخر سده اول و در سده دوم هجرى اختلافاتى در اسلام روى داد . « 2 » يكى از شرقشناسان مشهور غربى مىگويد : « عرفان اسلامى سعى در جهت كسب نجات فردى ، از طريق دستيابى به توحيد حقيقى است . » « 3 » بهواقع جوهر تاريخ طولانى تصوف بيان جديد و مكرر « لا إله الا الله » است و دريافتن اين حقيقت كه تنها اوست كه مىتواند مورد پرستش آدميان قرار گيرد . بدينترتيب ، نخستين شهادت ، سرچشمه همه عرفان اسلامى است . « 4 »
--> ( 1 ) . سيد حسين نصر ، علم تمدن در اسلام ، ص 368 . ( 2 ) . سيد جعفر سجادى ، فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفانى ، ذيل واژه « تصوف » . ( 3 ) . هانس هاينريش شادر ، « درباره توضيح و تبيين عرفان اسلامى » ، روزنامه مكتب شرقشناسى ، شماره 30 ، 1935 . ( 4 ) . سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 372 .